خسته شدم ....
خسته شدم از این همه تنهایی
خسته شدم از حرفهای مردم
خسته شدم از نگاه های مرموزانه مردم
خسته شدم از این زندگی
خسته شدم از این دنیایی که برایم بی معنی شده
خسته شدم از نبود کسی که در رفتنش مقصر بودم و فکر میکنه من لاشیم
خسته شدم از همه بدی های دنیا...تف ب این زندگی
خسته شدم از دنیایی که هیچ ارزشی نداره
خسته شدم از دل شکستم هر لحظه داره بیشتر زخمیم میکنه
خسته شدم از آرزوهای برباد رفته ام ک هیچ وقت فک نمیکردم خراب بشن
خسته شدم از زخم هایی که بر روی دلم جا خوش کرده اند
خسته شدم از بی توجهی دیگران به این تنهایی
خسته شدم از زندگی تمام شده ام
خسته شدم از....
نظرات شما عزیزان:
bita 
ساعت14:45---10 دی 1394
آری…
من همان دختر نفرین شده ی خسته ی غمگینم!
که همگان می پندارند شاد هستم!
اما
همان ها چه می دانند از درون من؟؟
آری…
من همان دختر نابود شده ی آدمم که به انتهای بودنم
رسیده ام…
آری…
حال و روزم دیدنیست…
پاسخ:ای جوووووووووووووووووووووووووونم بیگ لااااااااااااااایک